السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

50

تفسير هدايت (فارسى)

[ 14 ] پايان كار آن كه از تذكره و پند اجتناب مىكرد ، چنين بود ، ولى آن كس كه پند گرفت از پله‌هاى نردبان تعالى چندان بالا رفت تا به اوج آن رسيد ، چگونه ؟ پس از پند پذيرفتن خود را از رسوبات انباز گرفتن براى خدا پاكيزه كرد و ديگر هيچ كس را جز او تقديس نمىكند ، بلكه از هيچ كس ترس و به هيچ كس اميدى ندارد ، جز از خدا و به خدا ، و در آن تلاش مىكند تا دل خود را از دوستى دنيا و افزون‌خواهى آن و نازيدن به خرده ريزهاى آن پاك كند ، و در برابر برادران خود از غل و زنجير / 49 كينه و رشك و عصبيت آزاد سازد ، و به آن حدّى برسد كه آدمى را به بالاترين هدف او رهبرى مىكند . « قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى - هر كه خود را پاك كرد ، رستگار شد . » سخن از طهارت و پاكيزگى است : پاكيزگى قلب از رسوبهاى شرك و اخلاق رذيله و پاك كردن مال از حرام ، و دادن حقوق فقيران ( به آنچه عموما به نام زكات خوانده مىشود ) و پاك كردن تنش از نجاستها . به همين سبب در حديث مأثور از رسول اللَّه - صلى اللَّه عليه و آله - آمده است كه در تفسير اين آيه گفت : « زكات فطر از آن بيرون كرد » . « 20 » با اين تفسير براى كلمه « تزكّى » ميان آراء مختلف در تفسير آن از پاك كردن قلب از شرك تا پاك كردن مال از حق ديگران جمع مىكنيم . [ 15 ] پس از آن كه دل پاك شد ، نور پروردگارش به آن مىتابد ، پس از خدا ياد مىكند ، و خاضعانه به نماز در برابر او مىايستد . « وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى - و از نام پروردگارش ياد كرد و نماز گزارد . » در اين جا از اسم ياد كرد و صاحب اسم را خواست ، و گزاردن نماز براى خود او است نه براى نام او . دل تا پاك نشود ، نور ذكر را دريافت نمىكند ، پس هر عقدهء نفسانى يا گمراهى شركى يا انحراف اخلاقى ميان بنده و پروردگارش حجابى مىكشد ،

--> ( 20 ) - القرطبى ، ج 2 ، ص 21 .